از انگز تا آسمان؛
۵ شهید نام این خانه را جاودانه کردند
در دل روستای کوچک انگز خرمآباد، خانهای فروریخت اما ایمان و عشق خانوادهای از پنجره آن تا آسمان پر کشید. پنج شهید از یک خانواده، با خون خود قصهای نوشتند که در حافظه این خاک جاودانه ماند.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «سفیرافلاک»، ۱۹ اسفند ۱۴۰۴ روزی شد که نام یک خانواده برای همیشه در حافظه این سرزمین حک شد. شهید مهدی بازگیر در حمله ناجوانمردانه دشمن آمریکایی - صهیونیستی آسمانی شد و ساعتی بعد، چهار عضو دیگر خانوادهاش نیز در بمباران خانهشان در روستای انگز از توابع خرمآباد، به او پیوستند؛ خانهای که با خونشان تقدیس شد.
حرکت کاروان؛ روایت پرچمها و عهدها
عصر امروز، برای پاسداشت یاد این پنجستاره خاموشنشدنی، کاروانی از خودروها از پل هوایی ماسور به سمت یادمان این شهدا در روستای انگز حرکت کرد. پرچمهای سهرنگ ایران بر شیشهها و سقف خودروها میرقصیدند و باد، آنها را چون پیامآوران غیرت و استقامت به حرکت درمیآورد. هر پرچم، روایتگری بود از عشقی که نه با بمب و نه با ویرانی فراموش میشود.
صدای مداحیهای حماسی در طول مسیر طنین انداخته بود و ضرباهنگ آن، قلبهای حاضران را به هم نزدیکتر میکرد. این فقط یک رژه نبود؛ کاروانی بود از خاطره، از داغ، از عهدی نانوشته برای ادامهدادن راه آنان که همه چیزشان را برای این خاک دادند.
سکوتِ مقصد؛ خانهای که به یادمان بدل شد
با رسیدن به مقصد، سکوتی سنگین اما پرمعنا فضا را دربر گرفت. جایی که روزی خانهای گرم و پر از زندگی بود، امروز به یادمانی جاودانه بدل شده است. نگاهها به سمت عکسها و نامهایی خیره مانده بود که هر کدام، داستانی از مظلومیت و عظمت را در خود داشتند.
از آن خانه، تنها یک درِ آهنی باقی مانده است؛ دری که اکنون چون نگهبانی خاموش، بر ویرانهای ایستاده که روزی مأمن خندههای کودکانه، عطر نان تازه و گرمای دعای مادر بود. دیوارها فرو ریختند، سقفها سوختند، اما روح آن خانه در خاکسترها گم نشد.
وقتی به آن در مینگری، گویی صدای گامهای کودکی را میشنوی که در حیاط میدوید یا نجواهای مادری را که دست به دعا داشت. امروز شاید سکوت و باد، همنشین این یادگار مانده باشند، اما حقیقت این است که این سکوت، فریادی رساتر از هر واژهای در خود دارد.
راهی که همچنان ادامه دارد
دشمن توانست خانهای را ویران کند، اما نتوانست اراده مردمی را که به ایمان و وطنشان تکیه کردهاند، در هم بشکند. این درِ ایستاده، نماد ایستادگی یک خانواده است؛ خانوادهای که با خون خود نوشتند عشق به وطن، از هر آتشی ماندگارتر است.
خانه فرو ریخت، اما راه باقی ماند. نامها بر سنگ و دلها حک شد و ما ماندهایم با مسئولیتی سنگین؛ پاسداری از یاد آنان که جانشان را سپر این خاک کردند.
اینجا دیگر فقط یک یادمان نیست؛ اینجا عهدی دوباره است با شهدا، عهدی برای ادامه دادن راهی که با خون، روشنتر شد.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!