حالت تاریک
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن پایگاه خبری سفیر افلاک هستید؟
گرانی و تغییر سبک زندگی پیوندها را گسست
واکاوی سدهای اقتصادی و تحولات ساختاری ازدواج؛

گرانی و تغییر سبک زندگی پیوندها را گسست

ازدواج در تقاطع تورم و تغییر سبک زندگی گرفتار شده است. درحالی‌که هزینه‌های مسکن مسیر تشکیل خانواده را مسدود کرده، دگرگونی در ارزش‌های فردی نیز الگوی سنتی همسرگزینی را تغییر داده و سن ازدواج را به سمت دهه چهارم کشانده است.

به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی«سفیرافلاک»، پای صحبت دختران و پسران جوانی که این روزها در سن تشکیل خانواده قرار دارند که بنشینید، خیلی زود متوجه می‌شوید ماجرای ازدواج دیگر شبیه به قصه‌های چند دهه پیش نیست. روزگاری نه‌چندان دور، با یک مراسم ساده در حیاط خانه پدری، مهریه‌ای معقول و جهیزیه‌ای بی‌پیرایه، چراغ یک زندگی روشن می‌شد و بزرگ‌ترها خط‌مشی اصلی انتخاب همسر، هم‌تبار بودن و پیوندهای فامیلی را تعیین می‌کردند. اما امروز کافی است سری به بنگاه‌های املاک، بازار جهیزیه یا جمع‌های خودمانی جوانان مجرد بزنید؛ آنجا دیگر سخن از الگوهای سنتی نیست، بلکه حساب‌وکتاب اجاره‌بها، تورم و دغدغه شغل و آینده نامطمئن است که به دیوار بلند پیش‌روی جوانان بدل شده است.

اما ماجرا تنها در تنگناهای مالی خلاصه نمی‌شود؛ زیر پوست جامعه، زلزله‌ای خاموش در «سبک زندگی» رخ‌داده است. دانشگاه رفتن‌های طولانی، زندگی شهرنشینی، افزایش آگاهی و نفوذ فناوری، زیست‌جهان جوان امروزی را زیرورو کرده است.

نسل نو دیگر پذیرنده محض تصمیم‌های گذشته نیست؛ دختر امروز به دنبال استقلال مالی، عاملیت فردی و برابری در حق انتخاب است و پسر جوان نیز در کشاکش نقش‌های سنتی و هزینه‌های مدرن، تقسیم برابر مسئولیت‌ها و رهایی از توقعات فرساینده را جستجو می‌کند.

پیوندهای گسترده و طایفه‌ای دیروز جای خود را به فردگرایی، خانواده‌های مستقل و الگوهای نوینی داده‌اند که در آن معیارهای شخصی و بلوغ فکری بر نظر ساختارهای ایلی و سنتی پیشی گرفته است. همین تقاطع «فشارهای ملموس معیشتی» با «دگرگونی بنیادین در سبک زندگی و ارزش‌های فردی»، سن همسرگزینی را سال‌ها به عقب رانده و تشکیل خانواده را به میانه دهه چهارم زندگی و سنین بالای ۳۰ سال کشانده است؛ تأخیری که فراتر از یک تصمیم فردی، ساختار خانواده، الگوهای جمعیتی و شبکه‌های خویشاوندی را دستخوش بازتعریفی عمیق می‌کند.

در این گزارش، ابتدا پای روایت‌های صریح و بی‌واسطه دختر و پسرهای مجرد نشسته‌ایم تا نبض دغدغه‌ها و چرخش نگاه نسل جوان را از دل جامعه بشنویم و در ادامه، این تحولات و ریشه‌های تغییر سبک زندگی را در آینه تحلیل‌های کارشناسی به بوته واکاوی گذاشته‌ایم.

صدای نسل جدید؛ میان استقلال و چالش‌های معیشتی

یک دختر جوان مجرد در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی سفیرافلاک با اشاره به تنگناهای معیشتی اظهار داشت: ازدواج در شرایط کنونی، باتوجه‌به تورم، به‌شدت سخت شده است. هزینه‌های مسکن و جهیزیه آن‌چنان سنگین است که فردی که شغل و درآمدی ندارد به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند ازدواج کند.

وی افزود: در ازدواج‌های امروزی، آزادی تصمیم‌گیری برای دختران بسیار بیشتر از گذشته رعایت می‌شود. در انتخاب همسر، اول نظر خود شخص مهم است و در کنار آن، نظر پدر و مادر نیز ارزشمند است؛ اما در نهایت، آزادی حق انتخاب، ۱۰۰درصد از تأیید مطلق خانواده مهم‌تر است.

در تکمیل این نگاه، دختر جوان دیگری نیز با تأکید بر تأثیر فضای مجازی عنوان کرد: توقعات خانواده‌ها درباره مهریه و مراسم، آدم را می‌ترساند. علاوه بر گرانی، فضای مجازی هم با ایجاد تصویرهای غیرواقعی از زندگی، سطح انتظارات را کاذبانه بالا برده است.

وی با اشاره به اهمیت رشد فردی بیان کرد: برای من ازدواج تنها اولویت زندگی نیست. اول باید از نظر فکری به ثبات و شناخت کافی رسید. داشتن شغل و استقلال مالی برایم بسیار حیاتی است تا به همسرم وابسته نباشم. البته نظر خانواده هم برایم ارزشمند است و دوست دارم همسرم موردتأیید آن‌ها باشد، اما قرار نیست صرفاً برای رضایت دیگران با کسی ازدواج کنم که خودم قبولش ندارم.

او گفت: بر این باورم که می‌توان میان سنت و مدرنیته تعادل ایجاد کرد، به شرطی که هر دو طرف، هم سبک زندگی مدرن را درک کنند و هم به خانواده‌ها احترام بگذارند.

نگاه پسران؛ ضرورت مشارکت برابر و بار سنگین مسکن 

یک پسر جوان مجرد در گفتگو با خبرنگار سفیرافلاک بزرگ‌ترین مانع تشکیل خانواده را نداشتن شغل مناسب و آینده مطمئن دانست و اظهار داشت: اعتقادی به مهریه به شیوه سنتی ندارم؛ باورم این است که هرچه در زندگی مشترک به دست می‌آوریم باید به‌صورت مساوی میان زن و شوهر تقسیم شود.

وی تصریح کرد: در شرایط کنونی، فشار بر دوش مردان برای تأمین تمام امکانات افزایش‌یافته و راهکار اصولی این است که زن و مرد با همکاری و مسئولیت مشترک زندگی را مدیریت کنند.

در بخش دیگری از این گزارش، پسر جوان دیگری که در آستانه ۳۳ سالگی قرار دارد، درباره موانع آغاز زندگی مشترک گفت: امروز بزرگ‌ترین کابوس یک جوان، تأمین ودیعه مسکن و اجاره‌بهای ماهانه است. وقتی می‌بینید بخش عمده درآمد ماهانه صرفاً باید صرف سقف بالای سر شود، دیگر پولی برای تشکیل زندگی باقی نمی‌ماند.

وی معتقد است این بالارفتن سن ازدواج، انتخابی برآمده از سرخوشی نیست، بلکه واکنشی ناگزیر به شرایط نامطمئن اقتصادی و لزوم رسیدن به پختگی برای اداره مستقل یک زندگی است.

گرانی و سوءمدیریت؛ سد بزرگ ازدواج جوانان 

برای بررسی دقیق‌تر این موانع اقتصادی و ریشه‌یابی هزینه‌های سرسام‌آور شروع زندگی، به سراغ کارشناسان این حوزه رفتیم. محمدی‌فر کارشناس مسائل اقتصادی در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی سفیرافلا‌ک با تحلیل وضعیت معیشتی جوانان استان، بزرگ‌ترین موانع اقتصادی که باعث شده جوانان لرستانی تشکیل خانواده را به تأخیر بیندازند، شامل بیکاری جوانان و فارغ‌التحصیلان، تورم بالا، فلاکت‌زدگی، مهریه سنگین، جهیزیه‌های سرسام‌آور و مسکن گران دانست. 

وی با تأکید بر اینکه استان لرستان مطابق آمارهای رسمی در سال‌های اخیر همواره یکی از بیکارترین، فلاکت‌زده‌ترین و گران‌ترین استان‌های کشور بوده است که ناشی از سوءمدیریت در استان ماست، افزود: مبالغ بالای مهریه و هزینه‌های مراسم‌های سنتی، واقعاً با توان اقتصادی امروز خانواده‌های ما همخوانی ندارد. به‌نحوی که تناسبی بین حقوق کارمندی و کارگری با قیمت جهیزیه، مهریه و هزینه‌های مراسم ازدواج در لرستان وجود ندارد.

جهیزیه‌های میلیاردی و راهکارهای کاهش هزینه

این کارشناس مسائل اقتصادی با ارائه برآوردی از هزینه‌ها تصریح کرد: در حال حاضر هزینه سه قلم اساسی شامل یخچال، تلویزیون و لباسشویی به طور متوسط حدود ۴۰۰ میلیون تومان است و جهیزیه کامل و برگزاری مراسم سنتی ازدواج در استان ما بیش از ۲ میلیارد تومان و بالاتر برآورد می‌شود که با درآمد بسیاری از خانوارهای لرستانی همخوانی ندارد. جوانی که در ابتدای زندگی مشترک و مستقل قرار می‌گیرد، وقتی با این اعداد و ارقام سرسام‌آور مواجه می‌شود، ناچاراً ازدواج را به تأخیر می‌اندازد. 

محمدی‌فر با اشاره به تأثیر مستقیم الگوهای مصرف بر بودجه ازدواج گفت: تغییر الگوهای مصرف مثل (خرید کالاهای برند یا سفرهای خاص) بر بودجهٔ ازدواج تأثیر مستقیم و بسزایی دارد. خرید لوازم‌خانگی باکیفیت ایرانی، پرهیز از تجمل‌گرایی، چشم‌وهم‌چشمی، خرید مدیریت‌شده طلا و جواهرات و چشم‌پوشی از خرید لوازم‌خانگی لوکسی که شاید در ابتدای زندگی زوج جوان لازم و ضروری نیست، می‌تواند بیش از ۳۰ درصد هزینه‌های ازدواج را کاهش دهد و ازدواج جوانان لرستانی را تسهیل کند. 

وی عنوان کرد: این موضوع نیازمند فرهنگ‌سازی و بسترسازی در جامعه است. آموزش‌وپرورش، صداوسیما و رسانه‌های مجازی، روحانیت مساجد، اساتید، نویسندگان و صاحب‌نظران می‌توانند در حد توان و ظرفیت خود در این امر مهم مشارکت و نقش‌آفرینی کنند. 

این کارشناس مسائل اقتصادی با تأکید بر ضرورت تغییر رفتارهای غیرسازنده برای کاهش فشار اقتصادی بر جوانان اظهار داشت: نیازمند اصلاحاتی همچون مهریه‌های معقول و منطقی، حذف جهیزیه کامل یک‌طرفه، مشارکت زوجین و خانواده‌ها در خرید جهیزیه به شکلی که هزینه آن تقسیم شود، کاهش هزینه‌های غیرضروری، حذف تالار اجباری و سفر ماه‌عسل اجباری هستیم. 

وی افزود: برگزاری مراسم خانوادگی کوچک و مختصر باتوجه‌به تورم حاکم بر جامعه، جلوگیری از هزینه‌های سرسام‌آور بالاتر از توان اقتصادی خانواده‌ها، حذف برخی تشریفات غیرضروری مثل ماشین عروس با خودروهای خارجی و مجلل، هزینه‌های بالای آرایش عروس، خرید طلا در حد توان زوج و رفتن به سفرهای داخل کشور و سفرهای کوتاه و کم‌هزینه، می‌تواند به جوانان برای آغاز زندگی مشترک کمک کند. شک نکنید این اقدامات به‌ظاهر کوچک اما مؤثر می‌تواند مسیر ازدواج جوانان عزیز لرستانی را هموار کند.

واکاوی جامعه‌شناختی تحولات ازدواج و سبک زندگی

اما همان‌طور که اشاره شد، ماجرا تنها در عدد و رقم‌های اقتصادی خلاصه نمی‌شود و زیرپوست جامعه، تغییرات بنیادین اجتماعی در جریان است.

علی رضائیان، کارشناس مسائل اجتماعی در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی سفیرافلاک دررابطه‌با تغییر الگوهای ازدواج در استان لرستان نسبت به گذشته اظهار داشت: واقعیت این است که الگوهای ازدواج تغییراتی داشته، منتها این تغییرات باید به‌صورت درست و علمی صورت‌بندی شود. درگذشته برخی سنت‌ها و خصوصاً تأیید خانواده، هم‌تبار بودن، هم‌خونی، ازدواج‌های درون‌گروهی، انتخاب توسط والدین و نقش پررنگ خانواده، در آن الگوی ازدواج تعیین‌کننده بودند؛ اما جوان امروزی تحت‌تأثیر تحصیلات، سرمایه‌های فرهنگی، کتاب‌خوانی و عوامل متعدد دیگری مانند حضور تکنولوژی در زندگی، احساس عاملیت می‌کند و در عمل هم این عاملیت را پیاده می‌سازد؛ یعنی دیگر شاید الگوی انتخاب والدین را به طور کامل نپذیرد و صرفاً از خانواده به‌عنوان مشاور و تأییدکننده بهره ببرد و نگاهش به خانواده این‌گونه باشد.

وی افزود: اینجاست که می‌گوئیم جوان ما در الگوی ازدواج جدید دارای عاملیت است، یعنی قدرتمند عمل می‌کند. ممکن است در الگوی سنتی، جوان بیشتر پذیرنده بوده باشد، اما در الگوی جدید عاملیت دارد و این عاملیت را در انتخاب همسر، مدیریت خانواده، استقلال مالی و موارد بسیار دیگری نشان می‌دهد.

جایگاه تأیید خانواده در بستر تحولات اجتماعی

این استاد دانشگاه در پاسخ به اینکه آیا تأیید خانواده همچنان در لرستان اهمیت دارد، تصریح کرد: بله، در ارتباط‌های ما اهمیت دارد؛ چراکه تأیید اجتماعی همواره مهم است. خانواده مهم‌ترین و پایدارترین گروه اجتماعی است که انسان در آن عضویت دارد، بنابراین نمی‌شود اهمیت تأیید خانواده را انکار کرد؛ اما این نقش درگذشته بسیار پررنگ‌تر بوده است. امروزه تأثیر عوامل و فاکتورهای مختلفی نظیر تحصیلات، توجه آکادمیک، سرمایه‌های فرهنگی، ورود فناوری و تحولات و تغییرات فرهنگی بر نحوه حضور و تأیید خانواده در این فرایندها اثر گذاشته و این ابعاد جای بحث‌وبررسی دارد.

چند علتی بودن مسائل اجتماعی و ریشه‌های تأخیر در ازدواج

وی با تأکید بر اینکه مسائل اجتماعی بر خلاف علوم طبیعی تک عاملی نیستند و زنجیره‌ای از عوامل بر آن‌ها اثرگذار است، گفت: تأخیر در ازدواج یا افزایش سن ازدواج در جوانان جامعه ما متأثر از مؤلفه‌های مختلفی است؛ برای نمونه، یکی از این مؤلفه‌ها تحصیلات دانشگاهی است. درگذشته جوان منطقه ما لزوماً تحصیلات دانشگاهی نداشت و به‌محض رسیدن به سن قانونی ازدواج می‌کرد؛ اما امروزه یکی از کارکردهای پنهان آموزش دانشگاهی، افزایش سن ازدواج است؛ به‌طوری که یک دختر پس از اخذ دیپلم در ۱۷ یا ۱۸ سالگی، با ورود به دانشگاه و ادامه تحصیل تا مقطع کارشناسی و کارشناسی‌ارشد به سن ۲۷ یا ۲۸ سالگی می‌رسد و برای پسران نیز با احتساب ادامه تحصیل و دوران خدمت سربازی، این سن به حدود ۳۰ سال می‌رسد که این از کارکردهای پنهان آموزش عالی است. 

این پژوهشگر لرستانی اضافه کرد: علاوه بر این، سبک زندگی شهرنشینی و گروه‌های هم‌سالان نیز اثرگذار بوده‌اند؛ اما از همه این‌ها مهم‌تر، عوامل اقتصادی است. در شرایط اقتصادی فعلی، تأخیر در ازدواج امری طبیعی به نظر می‌رسد و اگر غیر از این باشد جای تعجب دارد. با وضعیت فعلی مسکن، تورم و فقر حاکم بر معیشت، نمی‌توان انتظار دیگری داشت و این عوامل بسیار تعیین‌کننده‌اند. 

وی تأکید کرد: بنابراین موضوع صرفاً تضاد بین باورهای سنتی و سبک زندگی جدید نیست؛ این مفهوم تضاد شاید دقیق نباشد، چراکه در بسیاری از مواقع اصلاً تضادی میان باورها دیده نمی‌شود، بلکه نوع نگاه‌ها تغییر کرده است. در باورهای سنتی ما مسائلی چون درون‌همسری، انتخاب یا معرفی توسط والدین و همسرگزینی متناسب با ساختار ایل‌وتبار اهمیت داشت، اما سبک زندگی جدید ممکن است توجه کمتری به این چارچوب‌ها داشته باشد و برون‌گروهی را برگزیند. این موضوع نیز دستاورد عواملی مانند مهاجرت‌ها، تحصیلات دانشگاهی و افزایش آگاهی جوانان است؛ چراکه بسیاری از جوانان به این آگاهی درست رسیده‌اند که ازدواج‌های فامیلی می‌تواند پیامدها و مشکلات ژنتیکی به همراه داشته باشد و این شناخت خود مانعی برای روش‌های پیشین می‌شود؛ پس این موضوع تضاد نیست، بلکه نوعی ارتقای آگاهی است.

رضائیان پیرامون تغییر هویت فرهنگی جوانان لرستان اظهار داشت: هویت امری سیال است، ثبات مطلق ندارد و مرتباً بازتولید می‌شود و این جریان به عوامل اجتماعی دیگر بستگی دارد. هویت از یک‌سو متأثر از عوامل درونی نظیر نوآوری‌ها و ایده‌های نو، و ازسوی‌دیگر تحت‌تأثیر عوامل بیرونی مانند تعامل با سایر فرهنگ‌ها مدام دستخوش تغییروتحول است؛ اما این تغییر به معنای ازدست‌رفتن هویت لری یا لکی ما نیست، بلکه تعدیل می‌شود و مفهوم آن اضمحلال هویت نیست.

وی با اشاره به قدرت ابزارهای نوین ارتباطی گفت: هویت بازتولید می‌شود، اما نقش رسانه‌ها در این میان بسیار پررنگ است؛ رسانه‌ها تأثیری شگرف دارند و مخاطبان را در ابعاد مختلف تحت‌تأثیر قرار می‌دهند. ازاین‌رو نقش سیاست‌گذاران عرصه فرهنگی بسیار حیاتی است که برای بازتولید هویت فرهنگی بومی و محلی چه اقداماتی انجام داده‌اند؛ رسانه‌ها، صداوسیما و آموزش‌وپرورش چه گام‌هایی برای هویت فرهنگی برداشته‌اند؟ هویت فرهنگی از آداب، رسوم و پوشش گرفته تا موسیقی و زبان را در بر می‌گیرد؛ ممکن است این عناصر تغییراتی را به خود ببینند، اما این به معنای اضمحلال و نابودی نیست. 

وی ادامه داد: واقعیت این است که در مواجهه با مدرنیته، بسیاری از فرهنگ‌های بومی به حاشیه رانده می‌شوند و به پستوها عقب‌نشینی می‌کنند که این امری طبیعی در این رویارویی است.

رضائیان تصریح کرد: اگر به پوشش و گویش‌های لری و لکی بنگرید، می‌بینید که در نسل جدید استفاده از پوشش سنتی زنان لک، گلونی، سربند، جلیقه، شال‌وکلاه مناطق لرنشین بسیار کمتر دیده می‌شود و این نتیجه نفوذ مدرنیته در زندگی است. 

این کارشناس مسائل اجتماعی با بیان اینکه مدرنیته حامل ارزش‌های فردگرایانه، آزادی‌های فردی و انتخاب آزاد است اظهار داشت: وقتی مدرنیته به دلیل قدرت و رسانه‌های وسیع‌تری که در اختیار دارد با فرهنگ‌های بومی و سنتی مواجه می‌شود، ارزش‌آفرینی می‌کند و فرهنگ‌های بومی تا حدودی تحت‌تأثیر این حضور پررنگ قرار می‌گیرند و به حاشیه می‌روند. این جریان تنها منحصر به لرستان نیست، بلکه در کرمانشاه، کردستان، سیستان و بلوچستان، مناطق شمالی، سراسر ایران و حتی سایر کشورها نیز مشهود است و تقابل مدرنیته با زیست سنتی غیرقابل‌انکار است؛ اما مسئله اساسی این است که سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان ما چگونه می‌توانند در مواجهه با مدرنیته فضا تعریف کرده و هویت بومی را بازتولید کنند، درحالی‌که متأسفانه نهادهای فرهنگی ما در این زمینه عملکردی بسیار ضعیف و منفعل داشته‌اند.

پیامدهای بلندمدت دگرگونی ساختار خانواده و تهدید سرمایه اجتماعی

این جامعه‌شناس لرستانی درباره آثار بلندمدت تأخیر در ازدواج بر ساختار کلی خانواده عنوان کرد: پاسخ به این موضوع چندوجهی است و نمی‌توان آن را در پاسخی کوتاه خلاصه کرد. معمولاً تغییرات سطحی کوتاه‌مدت‌اند، اما به دنبال آن تحولات فرهنگی بلندمدت رخ می‌دهد. نخستین تغییر، دگرگونی در شکل و ساختار خانواده است؛ یعنی عبور از ساختار «خانواده گسترده» که در آن فرزندان پس از ازدواج در کنار والدین و زیر یک سقف زندگی می‌کردند، به سمت «خانواده مستقل و هسته‌ای» که دختر و پسر پس از پیوند زناشویی در خانه‌ای مجزا مستقر می‌شوند. 

وی بیان کرد: تحول دیگر، تغییر ساختار قدرت در خانواده‌هاست؛ نظام خانوادگی ما سنت پدرسالار بوده، اما اکنون تضعیف پایه‌های پدرسالاری در جامعه مشهود است و به شکل پیشین بازتولید نمی‌شود. همچنین سبک زندگی، شیوه‌های زیستن و بُعد خانوار دستخوش کاهش جدی شده است؛ جوانان امروز یا تمایلی به فرزندآوری ندارند یا نهایتاً به داشتن یک یا دو فرزند بسنده می‌کنند. 

رضائیان هشدار داد: سیاست‌های نادرست سبب دست‌کاری در بنیان خانواده اصیل ایرانی شد؛ خانواده‌ای که یک بسته منسجم و یک هویت فرهنگی کامل به شمار می‌رفت. با روند فعلی، در یکی دو دهه آینده اکثر فرزندان از فقدان شبکه‌های خویشاوندی مانند نداشتن خاله، عمه، عمو یا دایی رنج خواهند برد. خانواده اصیل ایرانی هویتی یکپارچه داشت و ازدست‌رفتن این پیوندها موجب تضعیف تعاملات خانوادگی می‌شود؛ با کاهش تعاملات، انسجام و سرمایه اجتماعی در جامعه افت کرده و فردگرایی به طور فزاینده‌ای رواج می‌یابد.

در نهایت باید گفت وضعیت ازدواج در لرستان، قربانی یک بازی دو سر باخت است. ازیک‌طرف، سد بزرگ هزینه‌های کمرشکن، از اجاره‌خانه‌های نجومی گرفته تا جهیزیه‌هایی که قیمتشان با حقوق یک جوان کارمند همخوانی ندارد باعث شده خیلی‌ها حتی فکر تشکیل زندگی را هم از سر بیرون کنند.

اقتصاد امروز، عملاً ازدواج را برای بخش بزرگی از جوانان تبدیل به یک «رؤیا» کرده است. از طرف دیگر، این تأخیرها فقط یک عدد و رقم ساده در آمارها نیست. ما داریم آرام‌آرام پیوندهای عمیق بومی و آن شبکه‌ گرم فامیلی را از دست می‌دهیم. وقتی جوانی به‌خاطر فشارهای اقتصادی سنگین، ازدواج را تا سنین بالا عقب می‌اندازد یا از خیرش می‌گذرد، یعنی ما داریم به سمت خانواده‌های کوچکی می‌رویم که دیگر خبری از آن حمایت‌های همیشگی دایی، عمو و خاله در روزهای سخت نیست.

مسئله فقط بالارفتن سن ازدواج نیست؛ مسئله این است که با ادامه‌ این فرمان، ما در حال ازدست‌دادن «سرمایه‌ اجتماعی» و آن چسبندگی‌ای هستیم که سال‌ها لرستانی‌ها را در بحران‌ها کنار هم نگه می‌داشت. اگر اقتصاد معیوب استان اصلاح نشود و در کنارش فرهنگ غلط چشم‌ و هم‌چشمی‌های پرهزینه تغییر نکند، ما داریم با دستان خودمان، تکیه‌گاه‌های اجتماعی فردا را یکی‌یکی تخریب می‌کنیم.

ازدواج، فقط یک پیوند شخصی نیست؛ رگ حیات یک جامعه است که اگر خشک شود، تنهایی نسل آینده را به دنبال خواهد داشت.

انتهای خبر/

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!