حالت تاریک
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن پایگاه خبری سفیر افلاک هستید؟
مرثیه‌ای برای زبان مادری؛ وقتی خودمان قاتل هویتیم
یادداشت؛

مرثیه‌ای برای زبان مادری؛ وقتی خودمان قاتل هویتیم

زبان لری و لکی واژه به واژه در خانه‌های ما در حال خاموشی‌ست؛ جایی که پدر و مادرها به نام آینده‌نگری، زبان مادری را به فرزندانشان نمی‌آموزند. ما فارسی را یاد می‌دهیم، اما چرا باید به بهای فراموشی ریشه‌هایمان باشد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی سفیرافلاک، فاطمه بیرانوند فعال رسانه‌ای نوشت: هیچ زبانی یک‌شبه فراموش نمی‌شود؛ فراموشی از همان روزی آغاز می‌شود که زبان مادری را کم‌کم از خانه کنار می‌گذاریم از همان‌جایی که باید زبان مادری را به نسل بعد یاد بدهیم.

این اتفاق شاید خیلی ساده به نظر برسد، اما وقتی در تعداد زیادی از خانه‌ها تکرار شود، نتیجه‌اش چیزی جز کم‌رنگ‌شدن یک‌زبان نیست. امروز وقتی از زبان لری و لکی حرف می‌زنیم، فقط درباره چند واژه قدیمی صحبت نمی‌کنیم. حرف از بخشی از هویت ماست؛ از زبانی که سال‌ها با آن خندیده‌ایم، گریه کرده‌ایم، قصه شنیده‌ایم و خاطره ساخته‌ایم.

بااین‌حال، خیلی از خانواده‌های لر و لک، وقتی صاحب فرزند می‌شوند، آگاهانه سراغ فارسی می‌روند. نگرانی برای آینده کودک، درس‌خواندن، مدرسه و ترس از لهجه داشتن، از جمله دلایلی است که باعث می‌شود زبان مادری کم‌کم از خانه کنار برود.

اما واقعاً چرا باید یادگرفتن فارسی به قیمت فراموش‌کردن زبان مادری تمام شود؟

کودک می‌تواند فارسی را خوب یاد بگیرد و در کنار آن لری یا لکی هم بلد باشد. می‌تواند در مدرسه فارسی حرف بزند و وقتی به خانه برگشت، زبان خانواده‌اش را بشنود و استفاده کند. این دو زبان قرار نیست جای هم را بگیرند.

کافی است نگاهی به خیلی از خانواده‌های دیگر اقوام از جمله ترک و کرد بیندازیم. هنوز در بسیاری از خانه‌ها، پدر و مادر با فرزندانشان به زبان خودشان صحبت می‌کنند. بچه‌ها فارسی را یاد می‌گیرند، اما زبان مادری‌شان را هم از دست نمی‌دهند. حتی گاهی همان لهجه و واژه‌هایی را که از خانواده یاد گرفته‌اند، با افتخار حفظ می‌کنند.

پس چرا ما لرها و لک‌ها باید فکر کنیم فرزندمان برای موفق شدن باید زبان مادری‌اش را کنار بگذارد؟ چرا باید کودکی که می‌تواند هم فارسی بداند و هم لری یا لکی، فقط یکی را داشته باشد؟

مشکل شاید از جایی شروع می‌شود که زبان مادری را با عقب‌ماندگی اشتباه می‌گیریم. انگار اگر کودکمان لری یا لکی صحبت کند، از درس و دانشگاه عقب می‌ماند یا در جامعه موفق نمی‌شود. درحالی‌که یادگرفتن یک‌زبان دیگر چیزی از کودک کم نمی‌کند؛ برعکس، یک ارتباط بیشتر با خانواده و گذشته‌اش به او می‌دهد.

زبان مادری فقط چند کلمه نیست. پشت هر واژه، یک خاطره هست. پشت ضرب‌المثل‌ها، تجربه نسل‌های گذشته است. لالایی‌ها، ترانه‌ها، قصه‌ها و حتی شیوه صدازدن بزرگ‌ترهای خانواده، بخشی از فرهنگی است که فقط با کتاب نمی‌توان آن را حفظ کرد.

کودکی که زبان مادری‌اش را یاد نمی‌گیرد، شاید بعدها درباره فرهنگ خودش کتاب بخواند، لباس محلی بپوشد یا با افتخار بگوید «من لرم» یا «من لکم»؛ اما اگر نتواند زبان مادربزرگش را بفهمد، بخشی از این هویت برایش فقط یک تصویر باقی می‌ماند.

زبان مادری قبل از هر جا، در خانه زنده می‌ماند. در حرف‌زدن مادر با فرزندش، در قصه‌ای که پدر تعریف می‌کند، در لالایی مادربزرگ و حتی در همان شوخی‌های ساده خانوادگی. اگر این‌ها را از کودک بگیریم، نباید انتظار داشته باشیم سال‌ها بعد خودش به سراغ زبانی برود که از کودکی با آن زندگی نکرده است.

فرزندان ما باید فارسی را یاد بگیرند؛ اما قرار نیست برای یادگرفتن فارسی، ریشه‌هایشان را از آن‌ها بگیریم. می‌شود فارسی را خوب دانست و در کنارش لری یا لکی هم حرف زد. می‌شود هم با جامعه ارتباط داشت و هم زبان خانه را حفظ کرد.

شاید دردناک‌ترین اتفاق این باشد که یک روز فرزند ما هویتش را بداند، اما زبان هویتش را نه. بداند لر است یا لک، اما نتواند حرف مادربزرگش را بفهمد. آن روز دیگر شاید خیلی دیر باشد.

پس اگر لری و لکی را دوست داریم، فقط درباره حفظ آن حرف نزنیم؛ آن را در خانه زندگی کنیم. با فرزندمان به زبان مادری حرف بزنیم، برایش قصه بگوییم و اجازه بدهیم این زبان برای او فقط یک «گویش» نباشد؛ زبان محبت، خانواده و خاطره باشد.

زبان مادری با شعار زنده نمی‌ماند؛ با استفاده‌کردن زنده می‌ماند. و شاید قبل از اینکه بپرسیم چه کسی زبان ما را از بین برد، باید از خودمان بپرسیم: آیا خودمان، ناخواسته، اولین قدم‌های فراموشی را برنداشته‌ایم؟

در کنار خانواده‌ها، نباید از نقش نهادهای فرهنگی و رسانه‌ای هم غافل شد. نهادهایی مانند صداوسیما، آموزش و پرورش و دیگر مجموعه‌های فرهنگی می‌توانند نقش پررنگ‌تری در حفظ و ترویج زبان‌های لری و لکی داشته باشند. تولید برنامه‌های کودک و نوجوان، ساخت مستند و برنامه‌های گفتگومحور به زبان‌های محلی، معرفی شاعران و نویسندگان بومی و آموزش واژه‌ها و قصه‌های محلی، می‌تواند این زبان‌ها را از حاشیه به متن زندگی فرهنگی جامعه برگرداند. متأسفانه نقش این نهادها در این زمینه هنوز آن‌چنان که باید پررنگ نیست و ظرفیت‌های موجود به اندازه کافی مورد استفاده قرار نمی‌گیرد. 

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!