تجلی شکوه وفاداری؛
دلتنگی ملت، زمان را متوقف کرد
ساعت از هیبت این حضور از حرکت بازایستاد؛ امروز در تهران، زمان در پیشگاه شکوه عشقی ایستاده است که از مرزهای جغرافیا و محدودیتهای کلمات فراتر رفته و در میان سیل اشک و فریادهای یکپارچه ملت، به ابدیتی تازه بدل شده است.
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی سفیرافلاک، پس از دو روز برگزاری مراسم وداع عمومی در مصلای تهران که با حضور گسترده و بیسابقه ملت ایران همراه بود، صبح امروز با حضور مقامات عالیرتبه کشور و اجتماع عظیم مردم، مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی در تهران برگزار شد. اشکهای ملت در طول دو روز گذشته، گویای جایگاه بیهمتا و عمیق ایشان در قلب ایرانیان بود.
پس از اتمام مراسم تشییع در پایتخت، پیکر مطهر رهبر شهید به همراه خانواده محترم ایشان، جهت زیارت و وداع با مردم عزیز، عازم شهر مقدس قم خواهند شد. انتظار میرود در مسیر و در شهر قم نیز شاهد حضور پرشور و میلیونی مردم برای ابراز همدردی و وداع با این رهبر بزرگوار باشیم.
این حرکت عظیم مردمی، بار دیگر نشاندهنده پیوند ناگسستنی ملت با رهبری و عظمت جایگاه ایشان در تاریخ معاصر ایران است.
پیکر مطهر رهبر شهید و خانوادههای عزیز ایشان، بر فراز خودروی تشییع، در میان سیل عظیم جمعیت قرار گرفتهاند؛ گویی آسمان بر زمین فرود آمده تا با بزرگمردی که مسیر روشنایی را نشان داد، وداع کند. خیابانهای تهران در این لحظه، دیگر تنها گذرگاه نیستند؛ بلکه به دریایی از اشک و نالههای بیپایان بدل شدهاند که هر موج آن، روایتی از فقدانی بزرگ است.
آیین سوگ در میان جمعیت
در میان این خیل سوگوار، حضور پررنگ مردمان لرستان، رنگ و بویی از اصالت و درد عمیق به مراسم بخشیده است. آنها با آیین سنتی «گلمالی»، با گل ماتمی که بر سر و شانههای خود نشاندهاند، سوگ خود را به زبان جان روایت میکنند.
چهرههای آغشته به خاک و گل، نمادی از پیوندی ناگسستنی میان سنتهای کهن و این مصیبت بزرگ است؛ گویی هر گل بر شانه، زخمی از دل بر روی تن نشان میدهد.
در این میان، نواهای چمرونه در فضا طنینانداز میشود؛ آوایی که نه تنها مرثیهای برای سوگ، بلکه پژواک تاریخ و هویت است. این نالههای سوزناک، در همآمیزی با اشکهای جمعیت، فضای تشییع را به صحنهای میان حماسه و ماتم بدل میکند؛ وداعی که در آن، هم غم از دست دادن عزیزان جاری است و هم شکوه بدرقه قهرمانانی که نامشان در خون این سرزمین جاری است.
طوفان انسانی در قلب تهران؛ وقتی خیابانها از جمعیت لبریز میشوند
امروز تهران دیگر آن شهر همیشگی نیست؛ انگار تمام جغرافیا و تمام نفسهای این سرزمین، در همین چند خیابان جمع شده است؛ اینجا دیگر جایی برای «جای سوزن انداختن» نیست.
از هر گوشه و کناری، از هر محلهای، مردم با چنان شوری سرازیر شدهاند که انگار تمام جمعیت ایران در همین چند خیابان جمع شدهاند. ایستادن در میان اینهمه آدم، کار سادهای نیست؛ انگار در میاناقیانوسی از احساسات و اشک و فریادهای یکپارچه ایستادهام.
وضعیت آنقدر سنگین و متراکم است که حتی خودروی حامل پیکر مطهر رهبر شهید هم در میان این سیل انسانی، با دشواری بسیار زیاد و با مکثهای مداوم پیش میرود.
در این میان، هیچ حسی فراتر از حیرت نیست. وقتی عشق به رهبر با ایمان عجین شود، شهر کوچک و جمعیت، بیکران میشود. این حضور بیکران، تجلی یک عشق است که ریشههایش در عمق جان است. او تنها یک رهبر نبود؛ بخشی از هویت، بخشی از امید و بخشی از دعاهای شبانه یک ملت بود.
این حضور گسترده، حکایت از پیوندی است که با شهادت قطع نمیشود؛ پیوندی که در میان اشکهای گرم، فریادهای دلتنگ و نگاههای لبریز از احترام، دوباره تجدید میگردد.
در این لحظات گویی زمان ایستاده است تا شاهد باشد که چگونه عشق یک ملت، میتواند جادهها را به رودخانهای از اشک و تمنا بدل کند؛ جریانی که نشان میدهد او هرگز نرفته است، بلکه در تکتک این قلبها جاودانه شده است.
خداحافظ ای قبله نگاهها
امروز تهران، تفاوتش با هر روزگاری، در سنگینی غمی است که بر شانههایش نشسته.
بدرود ای که هر کلامت، مونس دلهای سوخته بود. خداحافظ ای که قامت استوار و باشکوهت در نمازهای عید فطر، چنان فرخی داشت که گویی تمام نگاههای میلیونها جان مؤمن، در جستجوی قبله و آرامش، به سوی تو خیره میشد. اکنون که تو از میان ما رفتهای، آن قبله نگاه و آن تکیهگاه معنوی، جای خالیاش چنان در قلبهایمان سنگینی میکند که گویی آسمان نیز در سوگ تو، رنگ خون گرفته است. بدرود ای بانی سوگ و امید.
چه تقدیر باشکوه و پرشکوهی؛ ماه ما راهی مشهد گشته تا در سایهسار خورشید خراسان، برای همیشه به آرامش برسد. ماه ایران، پس از آنکه عمری تمام، شبهای این سرزمین را با نور خویش روشن ساخت، اکنون به سوی سرچشمه نخستین نور بازمیگردد.
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!