نخستین تجربه بلند امیرعباس ربیعی؛
«لباسشخصی» خائن را افشا میکند
«لباسشخصی» در نخستین تجربه بلند امیرعباس ربیعی، باتکیهبر فضای امنیتی سالهای ابتدایی انقلاب، سراغ روایت نفوذ و خیانت رفته و میکوشد در قالب یک تریلر سیاسی، تماشاگر را تا لحظه افشای خائن با خود همراه نگه دارد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی سفیرافلاک، «لباسشخصی» برای نخستین تجربه بلند امیرعباس ربیعی، فیلمی خوشساخت و قابلقبول است؛ اثری که باوجود برخی کاستیها، نشان میدهد فیلمساز شناخت مناسبی از قواعد تریلر سیاسی داشته و در روزگاری که فیلمهای بیارزش فراوانی تولید میشود، این فیلم ارزش تماشاکردن دارد.
فیلم مدتزمان تقریبی هفت سال را در توقیف بوده و واقعاً سؤال است که چرا باید یک فیلم اینهمه مدت در توقیف به سر ببرد؟ البته شاید خیر همین بوده که این فیلم در زمانی اکران شود که موضوع اصلی آن با روزگار ما عجین شده است؛ خائن! البته حذفیات فیلم ارتباطی به موضوع خائن در فیلم ندارد و برای همین باوجود اعمال برخی حذفیات، آسیب جدی به پیکره اصلی روایت وارد نشده است. بااینحال، اگر امکان تحمل بیشتری وجود داشت، احتمالاً برخی خطوط داستانی و جزئیات شخصیتپردازی فرصت بسط بیشتری پیدا میکردند و فیلم بهتری را شاهد بودیم.
فیلم در ژانر تریلر جاسوسی و در فضای تعقیبوگریز است. فیلمهایی ازایندست بیشترین بار خود را روی فیلمنامه و اجزایی مانند پرداخت شخصیتها، خطوط داستانی و دیالوگها دارند. از این منظر داستان فیلم با بهرهمندی از ایجاد معما و حس تعلیق کشش و جذابیت را ایجاد کرده است خصوصاً اینکه بخش ردگمکنی و فریب مخاطب با جریان تفتیش خانه کیانوری و پیرنگهای دیگر بهتر شده است. البته دادوبیدادها کمی زیادی است. هرچند باتوجهبه اینکه این اثر نخستین فیلم بلند کارگردان است، چنین لغزشهایی تا حدی قابلچشمپوشی است.
فیلم از نظر ریتم روندی صعودی دارد. هرچه به پایان نزدیکتر میشویم، ضرباهنگ روایت تندتر و تعلیق مؤثرتر میشود. اوج فیلم، فرایند شناسایی و شکار خائن و بهویژه لحظه رونمایی از اوست؛ سکانسی که بهخوبی موفق میشود مخاطب را غافلگیر کند و هیجان قابلتوجهی ایجاد کند. خصوصاً اسلوموشن باعث شده تا تصویر خائن با حس نفرت بیشتری برای مخاطب در ذهن او تصویربرداری شود. بهطوری که برای نگارنده که هفت سال قبل این فیلم را دیده بود، هنگامه رونمایی از خائن را لحظهشماری میکرد و این تصویر را بهخوبی بهخاطر دارد.
ژانر تریلر سیاسی همواره ظرفیت بالایی برای جذب مخاطب داشته است. اگرچه امروز این الگو در فضای دهه ۶۰ تا حدی تکرار شده، اما باید در نظر داشت که فیلم حدود هفت سال پیشساخته شده و در زمان تولید، چنین فضایی تازگی بیشتری داشت. البته امروز نیز باتوجهبه محوریت «خائن» در فضای کشور، این مضمون همچنان قابلیت جذب مخاطب را دارد و شاید بهتر باشد تبلیغات فیلم نیز بیش از هر چیز بر همین کلیدواژه و عنصر تعلیق ناشی از آن تأکید کند.
بااینحال، احساس میشود فیلم میتوانست از ظرفیتهای ژانر جاسوسی و تریلر بهره بیشتری ببرد. معمولاً بار اصلی چنین آثاری بر دوش تقابل روانشناختی میان قهرمان و ضدقهرمان است. در «لباسشخصی»، اگرچه هویت دشمن تا پایان باید پنهان بماند، اما حضور او بیش از حد غایب است. اگر فیلمساز ضدقهرمان را بهصورت نیمه پنهان و با نشانههایی محدود در طول روایت وارد بازی میکرد، مثلاً در صحنههایی او را میدیدیم که در رفتوآمد است و در عملیاتهای تجسس از دور بهصورت نیمه پنهان یا مبهم دیده میشود، تنش و تعقیبوگریز و درگیری ذهنی میان دو سوی ماجرا پررنگتر و فیلم به تریلری جذابتر و نفسگیرتر تبدیل میشد. البته مشخص نیست این انتخاب حاصل تصمیم فیلمساز بوده یا محدودیتهای تاریخی و روایی عامل این شیوه شده است.
در نهایت، ربیعی ترجیح داده تمرکز اصلی خود را بر پرداخت فضای سیاسی و نفوذ فعالیتهای حزب توده در ابتدای انقلاب در میان دستگاههای کشور و شکلگیری جاسوس و خائنین بگذارد؛ نفوذی که با تلاش و زحمت نیروهای باهوش امنیتی تا حد چشمگیری از بین رفت اما امکان آن خیر. این انتخاب هویت تاریخی فیلم را تقویت کرده و آگاهی تاریخی مخاطب را درباره فعالیتهای احزاب سیاسی و پرورش خائنین از طریق آنان را در نظر گرفته است. اما در مقابل، تا حدی از ظرفیتهای ژانر جاسوسی و تعلیق کمرنگ شده است.
در مجموع، «لباسشخصی» اثری است که بهویژه برای مدیران و مسئولان امنیتی حرفهای زیادی برای گفتن دارد...اینکه خائن کیست و کجا باید دنبال او بگردیم؟
حمید صنیعی منش
انتهای خبر/
منبع: تسنیم
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!