گفتگو با نویسنده جوان الشتری؛

من بیست و هفت سالگی پیر شدم!/ مشکلات مالی مهم‌ترین سد راه هنرمندان است

من بیست و هفت سالگی پیر شدم!/ مشکلات مالی مهم‌ترین سد راه هنرمندان است
شناسه خبـر : ۲۶۶۶ دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۵ - ۰۸:۴۳

نویسنده جوان الشتری می‌گوید: متأسفانه مشکلات مالی، مهم‌ترین سد راه هنرمندان است و اگر این مشکل برطرف می‌شد، یقیناً شاهد رشد و شکوفایی بیشتری در حوزه هنری بودیم.

به گزارش سفیر افلاک  و به نقل از لرسو؛

اشاره:

«حمزه علیزاده» از جمله هنرمندان و نویسندگان الشتری است که در آخرین اثر خود، اقدام به نوشتن رمان با موضوعی متفاوت از آنچه تاکنون در ادبیات داستانی منتشر شده، کرده است. برای آشنایی بیشتر با این هنرمند جوان و نیز هدف از خلق چنین اثری، گفتگویی را با وی ترتیب داده‌ایم که توجه شما را بدان جلب می‌نماییم.

رمان قابله نوشته حمزه علیزاده

*ضمن عرض سلام؛ خودتان را بیشتر برای مخاطبان معرفی کنید.

سلام عرض می‌کنم خدمت همه مخاطبان خوب این پایگاه خبری. بنده حمزه علیزاده، متولد 1366 ساکن شهرستان سلسله هستم.

*تحصیلاتتان را در چه زمینه‌ و تا چه مقطعی ادامه داده‌اید؟

کارشناسی رشته‌ی زمین‌شناسی دارم.

*رشته تحصیلی شما با کار نویسندگی که به آن علاقه دارید، چقدر نزدیک است؟

انتخاب این رشته بیشتر به دلیل علاقه و عمق واقعیت‌هایی بود که در این رشته وجود دارد. واقعیت‌هایی که برای مردم به کنش و واکنش‌های بخش‌های مختلف هستی نسبت به همدیگر است و می‌توان گفت که این واقعیت‌ها برای ما، شاید شبیه قصه‌های علمی-تخیلی باشد!

*دیدگاه نویسنده رمان «قابله» در ارتباط با گذشته‌های زندگی‌اش چگونه است؟

سال‌های زندگی من، بیشتر تلخ بوده تا یک زندگی عادی و طبیعی؛ که اگر بخواهم عناوین و دلایلش بگویم، یک تراژدی سیصد صفحه‌ایی خواهد شد! اما می‌گذرد. همیشه سعی کردم با گذر از دامنه این سختی‌ها و تلخی‌ها، تجربه‌های مختلف آن را بکار ببندم تا پله‌های رشد و ترقی را طی کنم و همینطور هم شد و بحمداله این اتفاقات و رخدادهای سخت زندگی‌ام بیشتر باعث رشد استعداد‌های نوشتاری‌ام شد.

*اهل سرودن شعر هم هستید؟

بنده قبل از شروع به نویسندگی داستان‌های بلند، شعر می‌گفتم. یک مصرع کوتاه از سروده‌هایم که مربوط به شعر «بیست و هفت سالگی» هست، بیانگر بسیاری از واقعیت‌ها و ناگفته‌های این بحث خواهد بود و آن هم این است که «من بیست و هفت سالگی پیر شدم!»؛ البته پیرشدن در این جمله به معنای کسب تجربه‌های بسیار در دوران جوانی است و عالم کهن‌سالی از دیدگاه بنده یعنی کسی که سرد و گرم چرخش روزگار را چشیده باشد.

*در مورد رمان اخیرتان صحبت کنید؛ چطور به ذهنتان خطور کرد که یک داستان تخیلی به اسم قابله بنویسید؟

رمان قابله، حاصل یک اتفاق است؛ اتفاقی که از روزهای کودکی‌ام نشأت می‌گیرد. یک شب مادرم قصه‌ای برایمان تعریف کرد؛ قصه‌ای از یک زن؛ یک قابله که در زمان‌های دور برایش اتفاقاتی می‌افتد. مضمون داستان مربوط به دنیای اجنه بود! البته این نوع داستان‌ها به سن ما بسیار ترسناک بودند. اما این قصه پس از گذشت سال‌ها در ذهن من جا باز کرد و ماندگار شد. قابله، تنها قصه‌ای بود که از مادرم شنیدم. با گذر زمان، این قصه تو ذهن من کم کم جای خودش را محکم‌تر کرد تا اینکه به خدمت مقدس سربازی اعزام شدم. در دوران خدمت سربازی، با یکی از هم خدمتی‌هایم در حال پست دادن، بحث‌مان به دنیای اجنه رسید و پیرامون این موضوع، بسیار صحبت کردیم. دوستم اتفاقاتی از کودکی خودش تعریف کرد که بعدها این اتفاقات در زمان نوشتن رمان قابله، تکمیل کننده بخشی از این داستان شد.

بعد از سپری شدن دوران خدمت و در زمان تحصیل در دانشگاه، مشغول به نوشتن رمان قابله شدم. ابتدای راه، نوشتن رمان قابله برایم بسیار مشکل متصور می‌شد. هم‌زمان با نوشتن قابله، داستان‌های داستان‌نویسان بزرگ دنیا را هم مطالعه می‌کردم. رمان‌های پیرمرد و دریا، اثر همینگوی؛ شیطان به قتل می‌رسد، اثر آگاتا کریستی و آثاری از بالزاک و امیل زولا را هم مطالعه کردم.

*سوالی که شاید به ذهن خطور می‌کند این است که موضوع داستان شما به یک بحث عجیب و غریب پرداخته و شاید بتوان گفت که یک داستان صرفاً تخیلی است و مخاطبان کتاب شما، مخاطبان خاص باشند. نظر شما چیست و اصولاً چرا این موضوع را انتخاب کردید؟

با توجه به مباحث مطروحه پیچیده‌ایی که پیرامون دنیای اجنه هست، با خودم فکر کردم که چرا به این موضوع به‌عنوان یک مسلمان شیعه نگریسته نشود؟! به نظرم یک کار نو و جالبی را شروع کرده‌ام و از استقبال مخاطبان، مطمئن هستم چرا که احساس می‌کنم مضمون داستان از جذابیت‌های مختلفی که ذهن مخاطب را مشغول داشته، برخوردار است.

*اسم رمان شما «قابله1» است. آیا این قصه ادامه دارد؟

بله. این روزها هم نیمی از فصل دوم را نوشته‌ام.

*به عنوان یک نویسنده جوان، مشکلات و معضلاتی که پیش روی خود دیده‌اید، چه بوده است؟

امان از روزی که تکیه‌گاهی نداشته باشی و دستت خالی باشد! فصل اول این کتاب را با چاپ محدود و با توجه به محدودیت‌های مالی شدید به چاپ رساندم. متأسفانه مسئولین متولی امر در شهرستان الشتر، تنها کمکی که بنده کردند، ارائه لیست ناشران استان بود! وقتی به اداره مربوطه مراجعه کردم، احساس کردم برایشان مهم نیست که یک جوان همشهری خودشان اقدام به نوشتن یک رمان کرده و بابت به ثمر رسیدن آن، زحمات شبانه روزی فراوانی را تحمل کرده است. آنها به‌عنوان مسئولان مرتبط با این قضیه، هیچ تشویقی و کمکی نکردند و همه امورات مربوط به چاپ و نشر کتاب را خودم تنهایی بر عهده داشتم. متأسفانه مشکلات مالی، مهم‌ترین سد راه هنرمندان است و اگر این مشکل برطرف می‌شد، یقیناً شاهد رشد و شکوفایی بیشتری در حوزه هنری بودیم.

*سبک نوشتاری قابله چیست؟

قابله بیشتر یک رمان مذهبی است و سبک نوشتاری این داستان، سوررئالیسم می‌باشد. متن کتاب را جهت انطباق با موضوعات دینی، نزد متخصصین و اهل فن در زمینه مسائل مذهبی و اعتقادی ارائه نمودم و در آخر، کتاب را با هزینه شخصی به چاپ رساندم.

*استاد رضا حسنوند مقدمه‌ای را بر کتاب شما نگاشته‌اند؛ آیا کتاب شما به لحاظ محتوای ادبی مورد ارزیابی قرار گرفته است؟

بله. البته در اینجا بر خودم لازم می‌دانم تا از استاد گرانقدر، رضا حسنوند هم تشکر کنم که جزء اولین افرادی بودند که قابله را مطالعه کردند و برای آن مقدمه‌ای نوشتند. در ارتباط با این استاد ارزشمند حوزه ادبیات باید گفت «مردان بزرگ، درختان پرثمری هستند که با سایه‌ی خود زمین را صفا می‌دهند.»

*پیشنهادت و انتقادات شما به مسئولین به عنوان یک نویسنده جوان چیست؟

نقد بینده این است که چرا در هر استانی، یک دفتر تخصصی نویسندگی در حوزه فرهنگ و ارشاد وجود ندارد تا آثار نویسندگان را جمع‌آوری و آثار برتر رو به چاپ برساند؟! خیلی از نویسنده‌ها، از نظر مالی جزء اقشار پایین‌دست جامعه هستند. در صنعت سینماهای برتر، برجسته‌ترین آثار برگرفته از رمان‌ها هستند.

*در پایان، اگر توصیه یا صحبت خاصی دارید، بفرمائید.

برنامه‌ریزی برای چندفصله کردن «قابله» را دارم. حتی اگر قدرت مالی چاپ فصل‌های بعد این قصه را نداشته باشم، نوشتن این داستان را ادامه خواهم داد. من می‌نویسم؛ تا زمانی که قدرت برداشتن یک قلم را داشته باشم. من وظیفه هنری خودم را انجام می‌دهم.

*سپاس از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید و به پرسش‌های ما صبورانه پاسخ دادید.

بنده هم از شما و مخاطبان تشکر می‌کنم.

انتهای پیام/

 

اخبار بیشتر را اینجا بخوانید:

برچسب ها

ارسال نظر

9 + 9 =

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود. نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نظرات کاربران