شهید لرستانی که نحوه شهادتش را پیش بینی کرد+ وصیت نامه و عکس

شهید لرستانی که نحوه شهادتش را پیش بینی کرد+ وصیت نامه و عکس
شناسه خبـر : ۱۸۳۱۱ پنجشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۷ - ۲۰:۴۰

دلاوری ها و رشادت های فرزندان این سرزمین در دفاع هشت ساله بایستی ثبت و ضبط  شود و ارزش های آن به نسل های آینده انتقال داده شود، ستاره هایی که در عین گمنامی پرفروغ درخشیدند و راه را نشانمان دادند.

به گزارش سفیر افلاک امنیت، آرامش و اقتدار کشور مرهون جانفشانی ها و ایثارگری ایثارگران، رزمندگان و شهیدان هشت سال دفاع مقدس است، اگر این عزیزان جهاد نمی کردند و کشور را از هجوم همه جانبه دشمنان اسلام حفظ نمی کردند هم اکنون ایران همانند کشورهای همسایه دست خوش ناامنی ها و جنگ های داخلی و خارجی می شد.

 

صحنه دلیر مردی رزمندگانی که از جانشان گذشتند تا امنیت و آرامش را برایمان هدیه بیاورند نباید از خاطرمان کم رنگ شود.

 

دلاوری ها و رشادت های فرزندان این سرزمین در دفاع هشت ساله بایستی ثبت و ضبط  شود و ارزش های آن به نسل های آینده انتقال داده شود، ستاره هایی که در عین گمنامی پرفروغ درخشیدند و راه را نشانمان دادند.

 

برماست امروز حماسه ای راکه در آن فداکاری و و جانبازی و ایثار این بزرگمردان و شهیدان موج می زند با قلمی هرچند قاصر بنگاریم هرچند توصیف این عزیزان با هیچ زبانی ممکن نیست ولی:

 

          آب دریا را اگر نتوان کشید                              هم به قدر تشنگی باید چشید

 

در همین راستا فرصت را غنیمت شمردیم و مختصری از زندگی شهید سید شعبان موسوی دلاوری از خطه لرستان نگاشته شد تا شاید قدمی هرچند کوچک به پاسداشت پایمردی و ایثارگری های این شهید والامقام برداشته باشیم باشد که مقبول افتد و در روز آخرت شفیع مان شود.

 

سید شعبان موسوی نهم شهریور۱۳۳۷ در روستای دارایی شهرستان خرم آباد دیده به جهان گشود،پدرش سیدنورالله کشاورز بود و مادرش رقیه نام داشت.

 

سید شعبان که تا پایان دوره ابتدایی درس خواند همانند پدرش کشاورز بود و بعد از ازدواج صاحب یک فرزند پسر و یک دختر شد.

 

 این رزمنده بسیجی دوم خرداد ۱۳۶۵ با سمت فرمانده گروهان در منطقه حاج‌عمران(پیرانشهر) عراق به شهادت رسید.

 

 پیکر مطهرش مدت ها در منطقه برجا ماند و بعد از گذشت هشت سال جاوید الاثر بودن نوزدهم خرداد۱۳۷۳ پس از تفحص به زادگاهش بازگشت و در روستای دارایی از توابع خرم‌آباد تشییع و به خاک سپرده شد.

 

وصیت نامه بسیجی شهید سید شعبان موسوی

 

بسم رب الشهداء و الصدیقین

"به نام خداوند بزرگ و مهربان و بیاد حسین زمان(ع) که جانها فدای او باد. ای کاش من هم سربازامام حسین(ع)  و جزء یاران آن حضرت  در کربلا بودم و از امت حضرت محمد (ص) بشمار می رفتم سربازحسین(ع) گفتن فقط به زبان نیست، بلکه به عمل است.

 

برادران گوش به حرفهای مردم بی درد ندهید. بگذارید حسین وار باشید، نگویید عده ای  جان می دهند وعده ای حق کشی می کنند. آن که جانش را برای ملتش در راه خدا فدا می کند برای آخرتش توشه ای جمع می کند و آنکه حق دیگران را  پایمال می کند به آخرتش ضربه میزند.

 

در زمان امام حسین(ع) هم از این گونه مسائل وجود داشت.جوانی که از جان خود می گذشت بخاطر منافع شخصی یا تصاحب  پست و مقام نبود، بلکه بخاطردفاع ازحق و یاری امام خود بود. برادران اکنون موقع جهاد در راه خداوند است .

 

به برادران، خواهران و خویشاوندان سلام میرسانم. اگر سعادت داشتم وشهید شدم، کسی برای من سیاه نپوشد. حتی برادرانم  ضمنا بچه سه ماهه ای که در بطن مادر هست ،اگر پسر بود اسمش را بگذارید محمدعلی (رجایی ) و اگر دختر بود نامش راسکینه بگذارید، چون سکینه دختر امام حسین(ع) بود.

 

   

 

 

شهید سید شعبان موسوی به روایت دوستان و آشنایان

یکی از دوستانش نقل می کند دربعد از ظهریکی از روزهای  فروردین ماه سال1365 به درب منزل سید شعبان رفتم خود ایشان درب را باز کرد، ضمن صحبت بحث شهید سید خدارحم موسوی که از دوستان و بستگان ایشان در روستای دارایی بود پیش آمد،هر وقت اسم ایشان را برزبان جاری می کرد اشک درچشمانش حلقه می زد،نحوه شهید شدنش را جویا شدم گفت تا آخرین نفربا شجاعت تمام مقاومت کرد, که در نهایت مورد اصابت مستقیم گلوله  دشمن قرار گرفت و بعد از چند روز پیکر مطهرش  را  به آغوش خانواده آوردند، به ایشان گفتم که شما چرا می خواهید به جبهه بروید الان که وقت کشاورزی است و برادرت سید رحمان هم در جبهه  حضوردارد و کسی نیست که کمک حال خانواده شما باشد.

 

تحقق پیش بینی شهید در مورد شهادتش

وی در حالی که دست چپ را به قاب چارچوب درب گذاشت بود گفت: (هدف من از رفتن به جبهه به خاطر سه چیز است اول  یاری کردن دین خدا و لبیک به ندای رهبرم امام خمینی دوم انتقام خون پاک شهید خدارحم و به جدم قسم تا انتقام خونش را نگیرم آرام نمی نشینم و سوم اینکه شهید شدن من باعث شود که خانواده ام متوجه باشند که خانواده هایی که داغ جوان شهید دیده اند چه سختی هایی متحمل می شوند وگفت به گوشت می رسد می گویند شهید مفقود الاثر!! که بعد ازگذشت دو روز مجدداً به درب منزلشان مراجعه کردم و جویای احوالش شدم برادر بزرگش سید باران موسوی درب را باز کرد و گفت شعبان دیروزاز پادگان امام حسین اعزام شده به منطقه جنگی،قلبم گرفت و به یاد سخنش افتادم که گفت به گوشت می رسد می گویند شهید مفقود الاثر سید شعبان موسوی، که پیش بینی شهید تحقق پیدا کرد وسید ما درعملیات حاج عمران به درجه رفیع شهادت نائل و پیکرپاکش بعد از گذشت هشت سال جاویدالاثر بودن درخردماه  سال 1373به آغوش خانواده باز گشت که داغش تا قیامت بر دلها ماندگارو یادش گرامی و راهش ادامه خواهد داشت.

 

 

یکی دیگرازدوستان نزدیک شهید که بیش از 15 سال سابقه رفاقت با وی داشت گفت هروقت گرفتاری برایم پیش می آمد ناخودآگاه با توسل به شهید مشکلاتم حل می شد.ایشان گفت یک روز از دست بچه هایم  ناراحت شدم به آنها گفتم اگر می دانستم این قدر اذیتم می کنید واین بلاها را به سرم  می آورید یک روز بعد از شهید شعبان زندگی نمی کردم ومی رفتم مثل او شهید می شدم که بلا فاصله همان شب شهید به خوابم آمد، تکه چوبی برداشت و روی زمین دوراهی ترسیم کرد وگفت من وشما تا الان وتا این دو راهی باهم بودیم والان تو راه خودت را برو ومن راه خودم  و از این به بعد مسیرمان از یکدیگر جداست ودفعه دیگر از این صحبت نکن وفهمیدم که شهادت سعادت می خواهد و شهداء به هدف والا و اوج سعادت رسیده وما در این دنیای خاکی گرفتاریم که حقیقتا اینان برگزیدگان حضرت حق هستند.   روحش شاد و راهش پر رهرو باد

 

       

 

انتهای پیام/

ارسال نظر

6 + 9 =

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود. نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نظرات کاربران