خیاط سنتی‌دوز خرم‌آبادی:

استقبال کم رنگ امروزی‌ها از لباس‌های سنتی/ جوانان قدر اصالت خود را بدانند

استقبال کم رنگ امروزی‌ها از لباس‌های سنتی/ جوانان قدر اصالت خود را بدانند
شناسه خبـر : ۱۴۵۳۲ دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۶ - ۰۸:۴۱

مردم خرم‌آباد دیگر مثل گذشته تمایلی برای خرید لباس سنتی ندارند و این در حالی است که مردم شهرهای اطراف مثل تهران و یا حتی مردم ساکن خارج کشور استقبال بهتری از این لباس‌ها دارند.

به گزارش سفیر افلاک 6 ساله بود که پدر دستان هوشنگ را در دست گرفته و او را برای شاگردی به خیاط‌خانه مش‌رضا می‌برد.

 

آن زمان شغل‌ها یا مس‌گری بود و یا آهنگری، تعدادی دیگر لحاف‌هایی را برای شب‌های سرد و برفی مردم می‌دوختند و عده‌ای نیز آژیه (کفش)‌های مردم را وصله می‌کردند.

 

مش‌رضا خیاط سنتی‌دوز بود و شال و ستره بسیاری ازمردان و کلنجه و بالکل زنان خرم‌آبادی به دست مش‌رضا دوخته شده‌بود.

 

هوشنگ که در کنار مش‌رضا به دوخت این لباس‌ها علاقه‌مند می‌شود بعد از اینکه از سربازی برمی‌گردد دکان خیاطی می‌زند و پیشه اوستایش را دنبال می‌کند.

 

هوشنگ حجاریان 76 ساله که چرخ زندگانی‌اش را پای چرخ خیاطی چرخانده و کوک‌های بسیاری را بر نقش تن مردمان زده، امروز به عنوان یکی از قدیمی دوزهای لباس‌سنتی در بین مردم خرم آباد مشهور است.

 

 

با این خیاط سنتی‌دوز اهل دل به گفت‌وگو نشستیم که ماحصل آن را در زیر می‌خوانید:

 

متولد چه سالی هستید و از چند سالگی به خیاطی‌کردن مشغول شدید؟

 

متولد 1320 و 76 سال دارم، 6 سال داشتم که پدرم مرا برای شاگردی به خیاط‌خانه مش‌رضا برد و از همان روز تا به امروز خیاطی می‌کنم.

 

 چرا به خیاطی روی آوردید؟

 

شغل‌ها در آن زمان همین‌ها بود، عده‌ای مس‌گر بودند و عده‌ای آهنگر، برخی‌ها بر پارچه سوزن می‌زدند و عده‌ای نیز به آژیه(کفش)ها وصله.

 

از همان ابتدا لباس سنتی می‌دوختید؟

بله، مش‌رضا خیاط سنتی‌دوز بود و برای همین من هم به دوختن این لباس‌ها علاقمند شدم، آنقدر علاقه‌مند که پس از اینکه از سربازی برگشتم دکان خیاطی زدم و شروع کردم به لباس سنتی دوختن برای مردم.

 

 

بیشتر چه لباس‌هایی می‌دوختید؟

 

شال و ستره برای مردان و کلنجه و بالکل برای زنان

 

از مردمان قدیم برایمان بگویید؟ از زندگی‌های آن زمان و طرز لباس پوشیدن‌شان

 

قدیمی‌ترها باصفا بودند، امانت‌دار بودند، اگر یکی‌شان غم داشت کل محله ناراحت بود و اگر شادی به خانه یک نفر می‌آمد انگار که شادی به کل دنیا رسیده است.

 

سه ماه به عید مانده مردم شهر و روستا می‌آمدند و برای عید لباس می‌دوختند، لباس‌ها مثل الان نبود که زود به زود از بین برود و مردم وصله‌اش نزنند.

 

لباسی که دوخته می‌شد تا یک‌سال برای صاحبش کار می‌کرد، تابستان و زمستان نداشت، همه از لباس‌های رنگارنگ و محلی استفاده می‌کردند و کسی به کسی فخر نمی‌فروخت.

 

اگر کاسه‌ای آب در خانه‌ای پیدا می‌شد همه از آن می‌خوردند و از یک لیوان آب نوشیدن مثل الان عار نبود، کت و شلوارشان را وصله می‌کردند تا با آبرو زندگی کنند.

 

 

 از رسومات عید و دیدوبازدیدهای آن زمان بگویید؟

 

آن وقت‌ها مثل الان نبود که مردم هر روز پلو بخورند، سال به سال می‌گذشت تا سبزی پلو بر روی سفره عید بنشیند.

 

دید و بازدیدها از لحظه سال تحویل شروع می‌شد و تا سیزده به‌در ادامه داشت.

 

اول از همه به خانه بزرگترها می‌رفتیم، پدربزرگ شیرینی را در دهان‌مان می‌گذاشت و اسکناسی را از لای قرآن بیرون درآورده و در جیب‌مان می‌گذاشت.

 

عیدی دادن‌ها همه‌اش پول نبود، خانه‌ای اگر می‌رفتیم و صاحب خانه‌اش ندار بود یک تخم‌مرغ رنگی از سرسفره عید برمی‌داشت و به بچه‌ها می‌داد تا دل‌شان شاد شود.

 

الان که نزدیک عید هستیم مردم برای دوخت لباس سنتی به شما مراجعه می‌کنند؟

 

نه خیلی، قدیم‌ترها صبح زود در دکان را باز می‌کردیم و تا نیمه‌های شب کار می‌کردیم تا لباس شب عید مردم آماده شود، این چند سال اخیر دوخت که جای خود دارد فروش لباس‌های سنتی نیز به شدت پایین آمده است.

 

 

مردم خرم‌آباد دیگر مثل گذشته تمایلی برای خرید لباس سنتی ندارند و این در حالی است که مردم شهرهای اطراف مثل تهران و یا حتی مردم ساکن خارج کشور استقبال بهتری از این لباس‌ها دارند.

 

متاسفانه عیبی که امروز در لباس‌های مردم دیده می‌شود این است که از رنگ‌های تیره بیشتر استفاده می‌کنند، لباس‌های سنتی پر از رنگ‌های شادند و به آدم حس سرزندگی و شادابی می‌دهند.

 

به نظر شما چرا از خرید لباس‌های سنتی استقبال نمی‌شود؟

 

اول اینکه مردم دارند سنت‌ها را به فراموشی می‌سپارند، الان زبان لری در بین مردم کمرنگ شده و مردم فارسی صحبت می‌کنند.

 

خانواده‌ها باید اصالت و فرهنگ بومی خودشان را حفظ کنند و آن را به فرزندانشان بیاموزند.

 

میراث فرهنگی وظیفه دارد نه تنها لباس سنتی لرستان بلکه فرهنگ غنی و پر از واژگان پرمفهوم لرستان را به نسل جوان منتقل کند.

 

مردم شهرهای شمالی را ببینید، هنوز لباس‌های محلی خودشان با همان ترکیب‌های رنگارنگ حفظ کرده و از آن‌ها استفاده می‌کنند.

 

متاسفانه روز به روز زبان لری، لباس و غذای محلی لرستان کمرنگ شده و به سوی نابودشدن پیش می‌رود.

 

 

توصیه‌ای برای جوانان دارید؟

جوانان امروز یک مقدار ناشکر هستند و قدر نعمت‌ها را نمی‌دانند، در گذشته جاده‌ای وجود نداشت و بچه‌هایی به دلیل نبود جاده و وسیله نقلیه هرگز به دنیا نیامدند.

 

خیابان‌ها تاریک بود و نوری برای روشنایی وجود نداشت، بزرگ محله سرشب‌ها فانوس‌هایی را سر چوب کرده تا محله روشن شود.

 

مردم در فقر بودند و لباسی که دوخته می‌شد تا یک سال بر تن صاحبش می‌ماند و چند خانواده در زیر یک سقف زندگی می‌کردند.

 

همگی این سختی‌ها در گذشته وجود داشت و الان اثری از آن نیست، جوانان باید قدر این روزها را بدانند و در حفظ اصالت و فرهنگ خودشان تلاش کنند.

 

انتهای پیام/

منبع خبر: فارس

ارسال نظر

7 + 7 =

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود. نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نظرات کاربران