سرگذشت اسارت در اردوگاه های عراقی

سرگذشت اسارت در اردوگاه های عراقی
شناسه خبـر : ۱۰۸۶۰ پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۶

خدا را شاكرم كه توفيق حاصل شد تا پس از تحمّل سال‌ها اسارت در دست دشمن بعثي، به ميهن اسلامي‌ايران بازگشته و به مردم عزیزمان خدمت كنم.

به گزارش سفیر افلاک ،مرداد 1369 برگی دیگر از تقویم انقلاب اسلامی رقم خورد و رزمندگان دلیر ایران پس از سال‌ها اسارت به میهن اسلامی بازگشتند. دلیر و مقاوم، نستوه و استوار، امیدوار و دلاور آمدند. با همان صلابت همیشگی، همان‌طور که دیروز رفته بودند.

 

روزی که آمدند بوی اسپند، بوی عطر خاطرات و بوی مهربانی و انتظار فضای دل‌ها را سرشار از شور و شعف کرد.تاریخ شفاهی جنگ؛ بازگویی بخش ارزشمندی از تاریخ کشور ماست.  ثبت و نگه‌داری این خاطرات، ثبت حماسه غیرت و دلاورمردی فرزندان این مرز و بوم است.

 

آزادگان و روزهای اسارت آنها در اردوگاه‌های رژیم بعث عراق بخشی از تاریخ و تقویم انقلاب اسلامی هستند که به عنوان سند زنده باید همواره مورد تکریم قرار گیرند. به بهانه سالروز ورود آزادگان سرافراز به میهن اسلامی با «محمد محمدی‌نژاد» یکی از آزادگان سرافراز لرســـتانی هشت سال دفاع مقدس گفت‌وگو کردیم که صحبت‌هایش را در ادامه می‌خوانید.

 

ازنا

 

  • چه زمان و چگونه اسیر شدید؟

25 تیرماه 1364 که برای سومین بار به جبهه اعزام شده بودم. به همراه دیگر رزمندگان موفق شدیم خط را بشکنیم. تا ساعت 11صبح همان روز خط در دست ما بود، اما به علت لو رفتن عملیات از سوی منافقان محاصره شدیم. در عملیات یک افسر عراقی را به اسارت درآوردیم؛ گفت منافقان، به عراقی‌ها اطلاع داده‌اند که شما قصد عملیات دارید به همین دلیل سپاه دوم عراق در منطقه مستقر شده است. آن زمان با اینکه بر منطقه مسلط بودیم و خط دست ما بود، به محاصره هوایی و زمینی سپاه دوم عراق در آمدیم. در آن عملیات من بیسیم‌چی بودم و اعلام کردم؛ پشتیبانی می‌خواهیم اما نیروهای پشتیبانی دیر رسیدند و ما اسیر شدیم.

 

  • رفتار عراقی‌ها بعد از اسارت چگونه بود؟

اکثر رزمندگانی که به اسارت نیروهای عراقی درآمدند زخمی بودند. راننده عراقی ما را گرسنه و تشنه در ماشین در حدود 20 کیلومتر بی‌هدف ‌گرداند. بیش از ده مرتبه این کار را تکرار کرد که با وجود زخمی بودن بچه‌ها شرایط سختی به وجود آمده بود. پس از مدتی طولانی ما را به استخبارات عراق بردند. رفتار عراقی‌ها در اردوگاه‌ها خشن و توام با شکنجه روحی و جسمی بود.

 

  • در اردوگاه‌ها وضعیت چگونه بود؟

ما را پس از مدتی به اردوگاه 9 و اردوگاه 7 بردند که بین 1200 تا 1300 نفر از اسرای ایرانی در آن حضور داشتند. اردوگاه شماره 7 در الرمادی عراق واقع شده بود و در آنجا هم وضعیت به گونه ای بود که شکنجه‌های جسمی و روحی ادامه داشت. وضع تغذیه خوب نبود و حق نماز جماعت نداشتیم. گفت‌وگوی بیش از دو نفر هم ممنوع بود. حق راه رفتن دو نفره هم نداشتیم. منبع آب را می بستند و ما از آب رها شده در محوطه اردوگاه می‌بایست برای خوردن استفاده می‌کردیم. روزگار به سختی بر اسرا می گذشت.

 

ازنا

 

  • هر چند خاطرات اسارت خاطرات تلخی را برای شما رقم است اما اتفاقی هم رخ داد که به خاطره‌ای شیرین برای شما تبدیل شود؟

سختی‌ها و شکنجه‌های دوران اسارت خاطرات بدی را برای همه اسرا به جا گذاشت اما بدترین خاطره دوران اسارات خبر رحلت امام(ره) بود. بعد از این خبر کاملا ناامید شده بودیم  و مدام در این فکر بودیم که بعد از امام(ره) چه بلایی بر سر ما خواهد آمد و برخورد عراقی‌ها با اسرا چطور خواهد بود. زمانی که خبر رسید صدام حسین پذیرفته بر اساس قطعنامه میان عراق و ایران، اسرا را به ایران برگرداند ما از شدت خوشحالی سجده شکر بجا آوردیم و گریه کردیم.

 

  • در مدت اسارت آیا با خانواده هم ارتباط داشتید‌؟

من 17 ساله بودم که اسیر شدم و تا یازده ماه از خانواده ام هیچ خبری نداشتم. پس از مدتی از طریق صلیب سرخ برای خانواده‌ام نامه نوشتم اما پاسخی دریافت نکردم. هفده ماه گذشت تا اولین نامه خانواده‌ام به دستم رسید.

 

  • چه زمانی به ایران برگشتید؟

اولین گروه اسرای ایرانی در نیمه‌های مرداد عازم ایران شد و چند هفته بعد از ورود اولین گروه آزادگان، من هم در ششم شهریور سال 69 به ایران برگشتم. آقای «محسن رضایی» فرمانده وقت سپاه پاسداران، آن روز به استقبال ما آمده بود.

 

  • روزهای بعد از اسارت چگونه گذشت؟

سال 70 به استخدام فرمانداری کوهدشت درآمدم و در سال 72 نیز ازدواج کردم. حاصل ازدواجم سه فرزند پسر است. همان سال که ازدواج کردم در دانشگاه علامه تهران پذیرفته شدم و ادامه تحصیل دادم. در حال حاضر در رشته بررسی مسائل اجتماعی ایران دانشجوی مقطع دکترا هستم. در تمام این سال‌ها خدمتگزار لرستانی ها بوده‌ام و اکنون به عنوان فرماندار ازنا در خدمت مردم شریف این شهرستان هستم.

 

  • چرا نسل امروز ما باید با فرهنگ دوران دفاع مقدس آشنا باشد؟

جامعه امروز در همه ابعاد خود نیازمند این فرهنگ است چرا که این فرهنگ با تمام فراز و نشیب‌ها انسان‌ساز بوده و اعتقادات و ارزش‌ها را حفظ می‌کند. رزم جوانان ما در دفاع مقدس حماسه‌ساز بود. نسل امروز نیازمند پاسخ به مسائل جنگ است. چرایی‌های جنگ باید به طور علمی و منطقی و نه احساسی گفته شوند. ضروری است به جوان امروز شجاعت داده شود تا وارد میدان شود. معتقدم دفاع مقدس میراثی گران‌سنگ است که باید در جامعه امروز به آن توجه شود. خانواده‌ها مهم‌ترین عامل در تربیت فرزندان و ساختن آینده کشور هستند. فرهنگ دفاع مقدس باید از خانواده‌ها و با آموزش رشد کند.     

 

شور و اشتیاق برای حضور در جبهه‌ها   

در آن سال‌ها شور و اشتیاق زیادی در بین جوانان برای دفاع از میهن وجود داشت و من هم از این حال و هوا مستثنا نبودم. عشق به امام راحل و انقلاب و دفاع از میهن باعث شد تا همه برای حضور در جبهه‌ها اشتیاق زیادی داشته باشیم. سال 1361 که 14 ساله بودم برای اولین بار داوطلب حضور در جبهه‌ شدم. به دلیل سن کم، سپاه اجازه ثبت‌نام و اعزام به جبهه را به من نمی‌داد، اما عزم من برای رفتن جزم بود.

 

میدان شهدای کوهدشت مینی‌بوس‌های گردان آماده حرکت به سوی جبهه بود و من هر طوری بود خودم را در یکی از مینی‌بوس‌ها جا دادم. با سماجت و اصرار قبول کردند من هم عازم جبهه شوم. پس از آن طی آموزش‌هایی که دیدم، با همان سن کم در عملیات والفجر مقدماتی شرکت کردم.

انتهای پیام/

 

اخبار بیشتر را اینجا بخوانید:

برچسب ها

ارسال نظر

3 + 4 =

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود. نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نظرات کاربران